صبحي الصالح ( مترجم : محمد مجتهد شبسترى )
129
مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى )
بن شهاب و ابو عبد الرحمن السلمى و عامر بن عبد القيس ، به ترتيب معلمان مصاحف مكه و شام و كوفه و بصره بودند 73 . و اما اينكه عثمان مصاحف اختصاصى افراد را سوزاند بايد دانست كه وى اين كار را پس از مشورت با اصحاب و تأييد آنها انجام داد . « سويد بن غفلة » مىگويد ، على فرمود : « در بارهء عثمان جز خوبى نگوئيد . سوگند به خدا آنچه راوى در بارهء مصاحف انجام داد نبود مگر با مشورت و تأييد ما » 74 . همچنين فرمود : « اگر ولايتى كه بر عهدهء عثمان گذاشته شد بر عهدهء من گذاشته مىشد ، با مصاحف همان ميكردم كه عثمان كرد » 75 . اينجا قهرا اين سؤال پيش مىآيد كه مصاحف عثمان چه شده است ؟ اين سؤال پاسخ روشن و قانع كنندهاى ندارد . مصاحف قديمى را كه در دار الكتب قاهره هستند نمىتوان از مصاحف عثمانى دانست زيرا در اين مصاحف ميان سورهها نقشها و علائم خاصى قرار داده شده كه با آن سورهها از يكديگر تفكيك مىشوند و همچنين نقشها و علائم خاصى در آنها وجود دارد كه هر عشر قرآن را نشان مىدهد در حالى كه در مصاحف عثمانى هيچكدام از اينها وجود نداشته است . البته پارهاى از شرق شناسان تعداد زيادى از روايات تاريخى را جمع كردهاند كه نشان مىدهد پارهاى از علماى گذشته مصاحف عثمانى يا سورههايى از آن را در بعضى از بلاد اسلامى ديدهاند . همانطور كه « برگ اشتراسر » و « برتزل » نيز در بحثهاى مربوط به تاريخ متن قرآن اين مطلب را يادآور شدهاند . در رأس اين شرق شناسان كه اين روايات تاريخى را جمع كردهاند ، آقاى « كواترمير QuaTrEmErE 76 » قرار دارد . شرق شناس ديگر آقاى « كازانوفا » بحثهاى « كواترمير » را نقد و تكميل كرده و از نتيجهء كار وى چنين بدست ميآيد كه يكى از مصاحف عثمانى در اوايل قرن چهارم هجرى در بعضى از حوزههاى